فال گرفتم...

ته فنجانم

نمی دانم!

این تو بودی که از دلم می رفت

یا دیگری بود که به قلب تو می آمد...

فقط می دانم آن لکه ی کمرنگی که از همه دور مانده بود

" من "بودم!!