فصل بارانی چشمم ، گریه هایم دیدنی است
در مسیر عشق پاکت ، شیوه‌هایم دیدنی است
قبله‌گاه سجده هایم ، نازنین چشمان توست
در صبوری های جانکاه ، شکوه هایم دیدنی است

3480



دلتنگی هایم
با صدای تپش های
قلب تو
پایان می یابند
من
خودم را
لحظاتم را
با صدای تو
کوک کرده ام
بیا
تا کوکم تمام نشده!
دوستت دارم...



3479

خــــــــــــــــــــــــ ــدایا

این بار تـــو برامـــ دعا کـــــن...

3478

وقتی یه آدم رو دنیای خودت میکنی ،

کوچکترین اشتباه اون آدم

تمام دنیای تو رو داغون میکنه !

3477

قورت
مـــےدهـــــم احســاســَـم را با جـُرعــه آب
هــــر صبح ، ظهـــر ، شب
به گمــــــانـم این درد هــــا تـما مـــے
ندارد ِ

3476

یکسری حرف ها هست

یکسری غصه ها هست

یکسری بغض ها هست ؛

که آدم حتی روش نمیشه به خودش هم بگه و با خودش هم درمیون بذاره !

3475

آماده ام . . .

وقت بازگشت نرسیده . . . ؟!!!

" انّا لِلّه و انّا الیه راجعون " می خواهم . . .

3474

معمولا چیزهایی که بدرد نمیخورن رو دور می ریزیم .

امروز چند بار سطل زباله را زیر و رو کردم


ولی اثری نیست

نمی دونم این لعنتی کدوم گوریه !

کسی منو ندیده ؟!

3473

اونی که زود میرنجه زود میره، زود هم برمی گرده اما اونی که دیر میرنجه دیر میره ، اما دیگه بر نمی گرده

3472

دو قـلـب دارم !
یـکـی در طـرف ِ چـپ ...
و دیـگـری در طـرف ِ راسـت ...!
آغـوشـت را تـنـگ تـر کــن ...
مـن ایـن تـن ِ دو قـلـب را دوسـت دارم ...

3471

لبخند بزن!
بدون انتظار پاسخی از دنیا ،
بدان روزی دنیا انقدر شرمنده می شود
که به جای پاسخ لبخند ،
با تمام سازهایت می رقصد ...
چارلی چاپلین

3470

نعره هیچ شیری خانه چوبی را خراب نمیکندمن از سکوت موریانه ها میترسم...!

3469

وقتی عطر تنت را میخواهم به باد هم التماس میکنم خدا که جای خود را دارد

3468

خداوندا به من بیاموز:

دوست بدارم کسانی را، که دوستم ندارند
عشق بورزم به کسانی، که عاشقم نیستند
محبت کنم به کسانی، که محبتی در حقم نکردند
بگریم با کسانی، که هرگز غمم را نخوردند

و بخندم با کسانی،
که هرگز شادیهایشان را با من قسمت نکردند.

3467

یه وقتایی هست که هی بیدار میمونی با خودت میگی :
الانه که زنگ بزنه
الانه که اس بده
الانه که …
و همین روال ادامه پیدا میکنه تا زمانی که باورت میشه واقعا رفتــــه

3466

همیشه مادررا به مداد تشبیه میکردمکه با هر بار تراشیده شدن، کوچک و کوچک تر میشود…

3465

به پشت سر نگاه میکنم
شاید هنوز کسی مرا دوست داشته باشد ،

اما افسوس :
همه کاسه آب بدست ،
منتظر رفتن من هستن ...

3464

درگیــــر ِ واژه هـــای لعـنتــی...

خستـه از نــوشتنــــم

دلــم مـــی خـــواهــد اینبـــار

به مـدت یکــــــ بیتـــــ ،

جـایـمـان را عــوض کنیــم و

مـــن مـــوضـــوع ِ شعـــر بـــاشـــم

3463

رفتنش یه حقیقت
من میتونم فراموشش کنم
من میتونم فراموش کنم
اینقدر این جمله رو تکرار
میکنم تا فراموشش کنم
اگه دوستم داشت هیچ وقت
حرف از رفتن نمیزد

3462

خـــودکشــی این نیست که رگتو بزنی

گاهی وقتی احسـاستو می کشی که غرورت نشکنه
خودتو کشتی..

3461

اگه به تو نمی‌رسم این دیگه قسمت منه
نخواستم این‌جوری بشه این از بخت بد منه
قد یه دنیا غم دارم اگه نبینمت یه روز
چطور دلت اومد بری؟ عاشق چشماتم هنوز

فکر نمی‌کردم که یه روز این‌جوری تحقیر بشم
به جرم دوست داشتن تو این‌جوری تنبیه بشم
قد یه دنیا غم دارم اگه نبینمت یه روز
چطور دلت اومد بری؟ عاشق چشماتم هنوز

دار و ندارمو میدم ولی چشماتو نبند
دار و ندار من تویی به گریه‌های من نخند
از همه دنیا من فقط دلخوش تو بودم ولی
دلخوشی تو نبودم دوسم نداشتی یه‌کمی

3460

خُـ ـدایـ ـآ ...!

سـ ـاده از خَطـ ـاهـ ـآیَم بُـ ـگذر ...
همـ ـآטּ گونـﮧ ڪﮧ ...
سـ ـاده از آرزوهـ ـآیَم گُذشتـے /!/

3459

این همه گل

بی هیچ تظاهری

مشتاقانه

رو به سوی آسمان دارند

چون در آنجا خورشید بی هیچ چشم داشتی می تابد

گلهای نگاهم

به سوی تو چشم گشوده اند

بر من و چشمهایم بتاب

3458

بـــه

ریـسـه مـی کـشـم

اشــکـهــایــم

را



این روز هـآ چـقـدر کـوچـه دلــم

چـــــ ــــراغـــــ ــــانــــــ ــــی ســت . . ! !

3457

تو که نمیدانی خنده هایم چقــــدر درد میکند،

فقط میبینی که میخندم،

پـــــس ،

قضاوت به خـــوشبختیم نکن .

3456

" آدم ها
دو رو دارن ,
یه روی خوب یه روی بد ,
گذشته و آینده ,
و این چیزهاییه که باید
در کسی که دوستش داریم ,
بپذیریم"

3455

"منـے"
ڪہ ڪنارش
"تـو"
نباشد

"تـومنـے"
نمے ارزد

3454

دیگر
تمام شعرهایم را
تنها برای تو خواهم سرود
و صدایت
صدای شعرهایم خواهد بود
و من
بوی تو را می دهم
بالهای افسانه ای تو
پر پروازم خواهد شد
و در آسمانت
خواهم پرید

3453

لُـغـت نـآمـہ هـآے בنیـآ رآ بـآیـב

آتـش زב …

جـلوے وآژه ے نَبـودטּ نوشـتـہ انـב :

“عـבمـ حـضور شخصے یـآ چیـزے “

هـمـیــטּ !

چــقـבر نَبـوבטּ

تــو
رآ

سـآבه فَرض مـے ڪنـنـב …

3452

خدایا!!
گاهی... خسته می شوم از این همه درد
گاهی... دستهایم تنهایند
اشكهایم دیگر راهشان را گم كرده اند
همان لحظه هایی كه می گریم از بی كسی ام
از این كه شانه های كسی نیست كه تكیه گاه اشك های بی پناهم شود
همان لحظه هایی كه تو را كم دارم
خوب می دانم که ...
تنها دست مهربان توست كه اشكهایم را پاك می كند...
پس...
هیچوقت....
از من نرنج...