تا ابد عاشقتم


تو ستاره ای هستی در آسمان دلم که هیچگاه خاموش نمیشوی

تو خاطره ای هستی ماندگار در دفتر دلم که فراموش نمیشوی

همیشه تو را در میان قلبم میفشارم تا حس کنی تپشهای قلبی را که یک نفس عاشقانه برایت میتپد

از وقتی آمدی بی خیال تمام غمهای دنیا شدم و تو چه عاشقانه شاد کردی خانه قلبم را

از وقتی آمدی گرم نگه داشتی همیشه آغوشم را ،

عطر تنت پیچیده فضای عاشقانه دلم را

همیشه پرتو عشق تو در نگاهم میتابد ، همیشه دلم به داشتن تو می بالد،

دستانم دستان را میخواهد و اینجاست که گلویم ترانه فریاد عشق تو را میخواند ،

دلم تو را میخواهد، دلم تو را میخواهد به عشقت تکیه کرده ام سالها ، نترسیدم از جدایی و اشکها ،

عشق را آنگونه که هست دیدم و تو را آنگونه که بودی خواستم ، تو را همین گونه که هستی میخواهم ،

چون همین گونه مرا عاشق خودت کردی ، همینگونه مرا اسیر عشق و محبتهایت کردی از وقتی آمدی ،

آمدنت برایم یک حادثه شیرین در زندگی ام بود،

گرچه میترسیدم از پایان راه اما همسفرت شدم تا اینجا که رسیده ایم در کنار ماه….

چقدر برای داشتنت سختی کشیدم ، چقدر با دلتنگی هایت سر کردم و اشک ریختم ،

چقدر لحظه شماری میکردم که تو مال من شوی ، حالا مال من هستی و من بی نیاز ،

برای داشتنت شب و روز کارم شده بود راز و نیاز … نگاهم مال تو هست ، دلم گرفتار تو است ،

من تو را دارم و به هیچکس جز تو نمی اندیشم مال من هستی و همین است که من زنده هستم ،

در قلبم هستی همین است که همیشه شاد هستم جنس نگاهت درخشان بود

که قلبم عاشق چشمانت شد، و اینگونه همه روزهایم فدای یک روز با تو بودن شد،

و حالا میخواهم تمام عمرم را فدای عشق بی پایانت کنم….

تو مثل و مانندی نداری ، تو فرشته ای و در قلبت جای تاریکی نداری

تو ستاره ای هستی در آسمان دلم که هیچگاه خاموش نمیشوی….

4170

چه یه وجبــــ…

چه صــــد وجبـــــ…

تنهــــــایی یه دنیاستـــــــــــ!

4169

وقتی خداهست هیچ دلیلی برای ناامیدی نیست

4168

می گويند عشق خدا به همه یکسان است
ولی من می گویم مرا بيشتر از همه دوست دارد
وگرنه به همه یکی مثل تــــــــــــــــــــو میداد …

4167


باورهای ارامش دهنده


1-خدایی هست که می بیند 2-خدایی هست که می شنود
3-خدایی هست که قدرت دارد
4-خدایی هست که حکیم است
5-خدایی هست که عزت وذلت به دست اوست
6-خدابه هرکه بخواهد،به اندازه ای که بخواهد،ازجایی که قابل پیشبینی نیست می دهد
7-رنج هاوبلاهاامتحان است
8-رنج هاوبلاهامی توانندمرارشددهند

9-رنج هاوبلاهافقط برای من نیست حتی اولیای خاص خداهم ازرنج وبلادورنبودند
10-من درمحضرخداهستم
11-دست خدابالاترازهمه دست هاست
12-خداازرگ گردن به من نزدیکتراست
13-دانستن ضعف هاوخطاهاعیب نیست،تکرارخطاهاوضعف هاعیب است
4-قرارنیست همه مراتاییدکنند
15-قرارنیست همه مطابق میل من باشند
16-قرارنیست همه مرادوست داشته باشند
17-همیشه از من بالاترواز من پایین تردرهرزمینه ای وجوددارد
18-قرارنیست که من همیشه به نتیجه دلخواه برسم
19-آن چیزی که ارزش دارد سعی ماست
20خوبی ها،خوشی ها،شادی ها،زیبایی هافقط یک کانال ندارد،مامی توانیم از کانال های دیگرواردشویم
21-قرارنیست برای خداتکلیف معین کنیم

4166

دلم برات تنگ شده بی وفا

4165

صدای خنده ی خدا رامیشنوی؟
دعایت راشنیده،به انچه محال میپنداری میخندد

4164


پنجره را که باز می کنی
دلم می آید و
لبِ طاقچه ی نگاهت
می نشیند!
می بینی؟!
دلم بی دام و دانه
جَلدِ نگاهت شده است..!!!

4163


دیوانه ام می کند
فکراینکه زنده زنده نیمی از من را

ازمن جداکنند

لطفا....


تازنده ام بمان

4162

تــو آنجا

مــن اینجا

صندلي هاي كافه رابد چیده اند ... !!!

4161

من دیوانه ی آن لحظه ای هستم که تودلتنگم شوی
ومحکم درآغوشم بگیری

وشیطنت وارببوسیم

ومن نگذارم

عشق من

بوسه بالجبازی بیشتر میچسبد

4160


هیچ وقت

" بی خداحافظ "

کسی را ترک نکن..

نمی دانی..

چه درد بدی است

پیر شدن

در خم

کوچه های " بی خداحافظ "!

4159

"تو" هم نباشی ملالی نیست دیگر

کافه چی
خوب میداند چطور با قهوه اش



طعم
لحظه هایم را تلخ کند

4158

اگـﮧ شـبآ بـכوטּ شب خیر گفتـטּ تــو خوآبش میـ ـبره...

یعنے تــــآریخ انقضـ ـآے تو توے כلــــش تموم شـכه...!

این یـﮧ قــآنونـﮧ . . !

بــآ قـ ـآنوטּ آכمــآ نجــــنگ..!

غــرورت لـﮧ میشـﮧ...!

4157

نمی دانم می دانی ...!!
لحظه ی تولدمن به همان ثانیه ای برمی گردد...

که توبرای اولین باربه من گفتی

دوستت دارم....

4156

بیادرخیالم آرام بنشین
میخواهم صدای نفسهایت

رابنویسم.....!

4155


عمریست چاییم را تلخ می خورم...
چون شیرین هم اسطوره ای بود
که رویای خوابیدن با دو نفر را در سر داشت!!!

4154

سخت ترین دو راهی ، دوراهی بین فراموش کردن و انتظار است
گاهی کامل فراموش میکنی و بعد میبینی که باید منتظر می ماندی
و گاهی
آنقدر منتظر میمانی تا وقتی که میفهمی زودتر از این ها باید فراموش میکردی . . .

4153


هر کسی برای خودش خیابانی دارد،
کوچه ای،
کافی شاپی
و شاید عطری،
که بعد از سالها خاطراتش گلویش را چنگ میزند...

4152

پشت میز همیشگی


رو به صاحب کافه:روز برفی قشنگیست


فقط آمده ام یک ساعت سکوت کنم


و کمی هم آرامش


لبخند میزند.



روز برفی قشنگیست . . .

4151


نبود … پیدا شد … آشنا شد … دوست شد … مهر شد … گرم شد
عشق شد … یار شد … تار شد … بد شد … رد شد … سرد شد
غم شد … بغض شد … اشک شد … آه شد … دور شد … گم شد
تمام شد

4150


هیــــــس !!!

آرام تر...

مگر سر اورده ای با این همه ســــــــَر و صـــــــــدا؟!...

برو...

هروقت دل آوردی برگرد...

4149


بعضی وقتا باید به بعضی آدما بگی :


خب ! بازی خنده داری بود ، حالا دیگه از زندگیم برو بیرون !

4148

به يادت هستم....
بي هيچ بهانه اي....
شايد دوست داشتن همين باشد.......

4147


اگر پیداش می کردم

باکم نبود از اینکه چه فکر می کند

صدایش می کردم

کمی در چشم هایش مستانه می خندیدم

و بعد برای خوردن

یک فنجان قهوه با طعم عشق دعوتش می کردم

اگر پیدایش می کردم

اگر ...

4146


دلَـم خیـلــے بــیـشتـَـر اَز حَـجـمَـش پـــُر اَست ؛

پــُـر اَز جـآے خــالـے تـــو

پــُـر اَز دلـتـَنـگے بـرآے نگــآهِ تـــو

پــُـر اَز تــ♥ــو

4145


شــرط عشــــق

آن اســت کــه ..

دلــــــت

آغـــــوش بخــواهـــد

نــه جسمـــــت...!




4144


هے رفیق
زیاבے פֿـوبے نکن...
انساלּ است .... {فراموشڪار} است
ازتنهاییش ڪـﮧ בربیاید...تنهاییت را בور مے زنـב
پشت مے ڪنـב بـﮧ تو .... بـﮧ گذشتـﮧ اش
حتے روزے میرسـב ڪـﮧ بـﮧ تو مے گویـב
×شـــُما× ؟

4143


دستگاه مشترک مورد نظر

از دست “دوستت دارم” های دروغ تو خاموش است

لطفا دیگر تنهایش بگذار…

4142

تـقـصـیـرِ مـن چـهـ بـود ؟

آنـقـدر لـبـاس ِ مـردانـگـی بـرازنـده ات بـود

کـهـ حـتـی خـــُــدا هـم نـفــهـمـیـد

پـشـت ِ آن لـبـاس ِ مـردانـهـ

چـهـ مـوجـود ِ نـــــامـردی آفـریـده اسـت !!