3517
سمپاشی کرده ام گوشه به گوشه ی ذهنِ مغشوشم را
از کرم هایِ نا آرامِ خاطراتِ تو !
راهیِ سرزمینِ نابودی کرده ام روزهایم را
روزهایی که پلک هایشان سنگینی می کرد !
از بلاتکلیفی در آوردم شیبهایم را
شبهایی که آسمانشان بلاتکلیفِ بی ستاره گی , بود !
مُهر کردم دهانم را
سکوتِ مطلق بر زندگیَم جاریست . . .
حتی سنجاقک ها هم دروغی پچ پچ نمی کنند !
زمستان پُر کرده گوشهایم را
نه نَفَسی , نه مسافری , نه حتی یک خواب . . .
برنَگَرد , کرمی در ذهنم نامت را نمی جَوَد !
از کرم هایِ نا آرامِ خاطراتِ تو !
راهیِ سرزمینِ نابودی کرده ام روزهایم را
روزهایی که پلک هایشان سنگینی می کرد !
از بلاتکلیفی در آوردم شیبهایم را
شبهایی که آسمانشان بلاتکلیفِ بی ستاره گی , بود !
مُهر کردم دهانم را
سکوتِ مطلق بر زندگیَم جاریست . . .
حتی سنجاقک ها هم دروغی پچ پچ نمی کنند !
زمستان پُر کرده گوشهایم را
نه نَفَسی , نه مسافری , نه حتی یک خواب . . .
برنَگَرد , کرمی در ذهنم نامت را نمی جَوَد !
+ نوشته شده در جمعه دهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 13:7 توسط تـــنـــهـــاتـــريـــنـــ تـــنـــهـــا
|