نشسته ایم









خودم و قلبم..




با هم”نقطه بازی” میکنیم..




زبان نفهم قلبم نمیفهمد “قواعد” بازی را..




تمام خانه ها را با اسم ”تو” پر میکندگاهی لال میشود آدم ... حرف دارد ولی کلمه ندارد