3091
حکایت رفاقت،
حکایت قهوه ایست که به یادت تلخ نوشیدم و با هر جرعه اش اندیشیدم که طعمش را دوست دارم یا نه؟!
آنقدر ماندم بین دوست داشتن و نداشتن که ...
تمام که شد فهمیدم باز هم قهوه میخواهم!!
حتی تلخ تلخ...
حکایت قهوه ایست که به یادت تلخ نوشیدم و با هر جرعه اش اندیشیدم که طعمش را دوست دارم یا نه؟!
آنقدر ماندم بین دوست داشتن و نداشتن که ...
تمام که شد فهمیدم باز هم قهوه میخواهم!!
حتی تلخ تلخ...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۲ ساعت 8:10 توسط تـــنـــهـــاتـــريـــنـــ تـــنـــهـــا
|