میروم شاید کمی حال شما بهتر شود
میگذارم با خیالت روزگارم سر شود
ماندنم بیهوده است امکان ندارد هیچچ وقت
این منه دیرینه من یک آدم دیگر شود
گفتی بخند خواستم اما نشد
گفتی بگو بغض گلویم وا نشد
خواستم نا گفته هایم را بگویم یا اشک میامد یا نمیشد


گفتی که تا فردا خدافظ
ولی آه نمیدانم چرا آن شب دگر فردا نمیشد