آرزوهایت بلند بود
دست های من کوتاه
تو نردبان خواسته بودی
من صندلی بودم
با این همه
فراموشم مکن
وقتی بر صندلی فرسوده ات نشسته ای
و به ماه فکر می کنی.
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر ۱۳۹۲ ساعت 15:56 توسط تـــنـــهـــاتـــريـــنـــ تـــنـــهـــا
|