2227
دیروز با یک دسته گل رز آمده بود به دیدنم .با یک نگاه مهربان .همان نگاهی که سالها آرزو داشتم و از من دریغ می کرد .گریه کرد و گفت دلش برایم تنگ شده است .ولی من فقط نگاهش کردم .وقتی رفت سنگ قبرم از اشکهایش خیس شده بود
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 9:22 توسط تـــنـــهـــاتـــريـــنـــ تـــنـــهـــا
|